ساخت اسکله «خورخان» بردخون از وعده های نامزدهای انتخاباتی در دوره های مختلف بوده و علیرغم گفته مسئولین مبنی بر انجام طرح مطالعاتی و تأمین بودجه آن و همچنین قرار گرفتن در مصوبات سفر استانی رئیس جمهور به بوشهر کماکان نافرجام باقی مانده است.
زهیر محمودی استاد دانشگاه و شاعر خوش ذوق بردخونی در آستانه نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی شعری طنز در این خصوص سروده و به پایگاه خبری تحلیلی "تماته" ارسال نموده که با تأمل در آن به تلخی این وعده مکرر و عملی نشده مسئولان پی برده و امید می رود در ایام تبلیغات انتخابات اسفندماه که از روزهایی دیگر آغاز می شود نامزدهای انتخاباتی بار دیگر وعده توخالی به مردم این بخش ندهند.
در زیر شعر «اسكله خورخان» بردخون را که توسط محمودی سروده شده با هم می خوانیم:
طبع شعرم نموده گل امروز
تا حكايت كند غمی جانسوز
خواهمت گفت با زبانی نغز
تا بدانند مردم پر مغز
«خورِ خان» را شنيده ای حتمن
باز هم بشنو اين سخن از من
وعده دادند بس وكيل و وزير
يادمان هست از كبير و صغير
حرف هاشان همه عالی
ای دريغ از شعار تو خالی
بهر صياد دلبری كردند
نزد جاشو سخنوری كردند
اينقدر كلنگ زدند آنجا
تا خروشيد ماهی دريا
بس رجزها كه پيش ما خواندند
اسب گفتار بی عمل راندند
«خورخان» شد كلاف سر در گم
شير بی يال و إشكم و بی دم
چند فروند قايق زيبا
هی فرو رفت در دل دريا
نان صياد پاره آجر شد
اسكله رفت و در هوا گم شد
خبر افتتاح آن صد بار
بيش و كم شد شنيده در اخبار
اين همه حرف فلسفه بافی است
عاقلان را اشاره ای كافی است
حال ما و اسكله حالا
شده قصه غول و بسم الله
گر شنيدی كه قايقی مجنون
«شروه» می خواند با دلی پر خون
دست و پايی درون گِل می زد
لنگر غم كنار دل می زد
نه چو فايز اسير پريان است
نه چو «مفتون» به راه كنعان است
گر به تنگ آمده قايق بی جان
چون غريبی ميان خور خان
دلش از درد اسكله خون است
بی دوا مانده و چو مجنون است
قايق بدبخت زير گل مانده
آخرين بيت را چنين خوانده
غم دوری اسكله بر دل
ای دريغا زعشق بی حاصل



ساخت اسکله خورخان بردخون از وعده های نامزدهای انتخاباتی در دوره های مختلف بوده ولی...

